قشنگ خودم متوجه شدم ک همه چی بستگی ب دید خودم داره!
سر کلاس داشت خابم میبرد ک ش پرده هارو کنار زد و پنجره هارو باز کرد و بر گشتم سر درس... باید ی کم خانوم رضوی رو جدی بگیرم و سعی کنم ی کم ب حرف های نورانی :/ خانوم حسینی گوش بدم...
با اینکه امتحان زیست قبلی ب فنا رفت و امتحان زیست این دفعه هم ب بنا رفت و کلاس زبان و ازمون هردو جمعه افتاده و برا فردا هم هیچی نخوندم میتونم ارامشم رو حفظ کنم و اروم اروم ب انجام و برنامه ریزی کار هام بپردازم!
چون من منم:)
هفته ای ک الان داریم درونش روز هاروش میگزرونیم 7 روز نداره...این هفته 13 روز داره... ب صورت پیوسته میگزره!!!
ب امید فسیل نشدن در طول این هفته خیلی دراز!!!!
I am unknowable!!!
پ.ن:اهنگ we don't talk anymore رو گوش بدین...
پ.ن2:امروز ب نفر هدیه های تولدشون رسید...چ حس خوبیه^^
به پ میگم اگ فرشته هاتو ازیت کنی پر میزنن میرن...باور نمیکنه! حالا اگ ازیتشون کرد و وقتی رفتن اومد پیشم گفت من فکر نمیکردم برن میگم بهش بهت ک گفتم! فرشته هاش احساس داشتن!
ما را در سایت ادرس وبلاگ تغییر یافت! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 177