(یا اصلا خونده نشه...یا کامل خونده بشه)
میگذره
این شهریور خمار هم میگذره
پاییز لعنتی هم از گرد راه میرسه
با احوالی سر تا پا غم
میرسه و مشت مشت دلتنگی و غربت روتو جیب هات میریزه
میرسه و سیلی محکمش رو با اولین بارانش بر گوشت میکوبه
اون وقته که گیج و منگ و هاج و واج میشی و برگ های زرد خیابون ها رو نگاه میکنی
پیاده رو ها هم همدست پاییزند
با هر قدم مثل باتلاقی شوق کشیدنت رو دارند
پایت گیر میکند در خاطرات همان پیاده رو
برگ های زرد و سوز پاییز امانت رو می برند
این وسط اهنگ ممنوعه ات هم پلی میشود
یک دفعه اون صدای لعنتی در گوشت زوزه میکشد:
هر روز پاییزه...
درست همونجا درحالی که دست هات تو جیبت قفل شده اند و گوش هایت یخ زده اند و اب بینی ات را بالا میکشی
با گلویی مملو از بغض خاطرات بهار و تابستان
و چشمانی که در مقابل نگه داشتن اشکت نا توان اند،
ایستاده کنار دیوار پیاده رو "میمیری"
ایستاده میان خاطرات اواره میشوی و میمیری
و چیزی که لحظات اخر میشوی
صدای اشنایی است ک موسیقی متن این ریزش یک نفره میشود،
اون صدای لعنتی میخواند:
لعنت ب این دیوار
من زیر اوارم!
(نوشته از من نیست)
ما را در سایت ادرس وبلاگ تغییر یافت! دنبال میکنید
برچسب: پاییز محسن چاوشی,پاییز محسن چاوشی متن,پاییز محسن چاووشی متن,دانلود آهنگ پاییز محسن نامجو,پاییز بود محسن نامجو,متن پاییز محسن,غروب پاییز محسن وهاب پور,دانلود آهنگ پاییز محسن چاوشی,متن اهنگ پاييز محسن چاوشي, نویسنده: بازدید: 167