چند روزه برای اولین بار فهمیدم ک میگن:"خدا ی چیزی میدونسته" یعنی چی...
قشنگ درک کردم!!!
تموم چیز هایی ک اتفاق افتاده اصلا اتفاقی نبوده...خدا درست این هارو مث دومینو چیده ک یکیشون ک میفته باعث این اتفاقا بشه...
مثلا اگ پونه اون طرم رو fail نمیشد من همون احساس "" رو هنوز ب میترا داشتم و اون احساس گنده میشد و گند میخورد در زندگی کانون زبانیمون!!!
یم مثلا چیزی ک اون سال کلی ب خاطرش ناراحت شدم و کلی اذیت شدم و مامان میخاست بیاد با خ.ج حرف بزنه و ...
اما نشد!
یا مثلا اینکه ...
حیلی زیاده...خدا ی چیزی میدونه!!!
من اعتقاد ندارم ک ما سرنوشتمون نوشته شده...
خدا همه چیزو میدونه در حالی ک چیز ها در لحظه داره اتفاق میفته...پس حواسش هست باید چی کار کنه!!!
قبلا ب خاطر اون مورد ناراحت بودم to death ...
اما الان خوشحالم ب خاطرش!چ خوب ک اون اتفاق افتاد...
تولد گوگل مبارک!!!
ما را در سایت ادرس وبلاگ تغییر یافت! دنبال میکنید
برچسب: خدا ی چی بگم شهاب مظفری,خدا ی چی بگم,خدا ی چیز بگم شهاب مظفری, نویسنده: بازدید: 164