
سلام بنده انسانی هستم ک بسیار بسیار بسیار ب لباس هام اهمیت میدم...یعنی معتقدم درسته قیمت لباس و مارک لباس اهمیتی نداره ولی جوری ک طرف لباس میپوشه...کلا تیپش میتونه نشان دهنده شخصیت طرفه... برا همین کلا از اینکه ی جایی بهم بگه لباس x رو حتما باید با این مدل و رنگ بپوشی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بدم میاد... برا همین هم وقتایی ک میریم لباس مد میخریدم عزامیگیرم:| حالا خدا رو شکر امسال ی لباس ساده و خوب دادن بهمون ولی با لباس زنگ ورزش جبران کردن:/ من خ...
ادامه مطلب
قشنگ خودم متوجه شدم ک همه چی بستگی ب دید خودم داره! سر کلاس داشت خابم میبرد ک ش پرده هارو کنار زد و پنجره هارو باز کرد و بر گشتم سر درس... باید ی کم خانوم رضوی رو جدی بگیرم و سعی کنم ی کم ب حرف های نورانی :/ خانوم حسینی گوش بدم... با اینکه امتحان زیست قبلی ب فنا رفت و امتحان زیست این دفعه هم ب بنا رفت و کلاس زبان و ازمون هردو جمعه افتاده و برا فردا هم هیچی نخوندم میتونم ارامشم رو حفظ کنم و اروم اروم ب انجام و برنامه ریزی کار هام بپردازم! چون من منم:) هفته ای ک الان داریم درونش روز هاروش میگزرونی...
ادامه مطلب
پیش نوشت:ترجمه خودم نیست... حتما اهنگ رو گوش بدید و سعی کنید بفهمیدش... شاید مث من ی لرزشی تو وجودتون حس کردید و بعدش باید سعی کنین ک افسرده نشید!!! یکی از ضعف های من شده این اهنگ...از همونا ک تو پلیر مغزم همیشه پلی میشه ... توصیه میشود:) لینک دانلود موزیک ادامه مطلب...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
وای... ی اتفاق بد و باحال و خجالت اورداشتم ب فرمانده میگفتم اقای ضارع گوگولیه... ک اقای ضارع از کنارم رد شد!...
ادامه مطلب
برا fجان تعریف کردم ک چی شد ک افتادم درون جوی! میگه هنوز با چادر جدید کنار نیومدی؟میگ نه:| میگه منم افتادم تو جوی اونجا...خیلی بده شانس اوردی پر نبود... میگم نه فقط پای چپ و شونه راست و دست چپم اسیب دیده... میگه افرین ک خودتو سالم نگه میداری:| پی نوشت:خیلی درد میکنه:(...
ادامه مطلب
یادم نمیره... هیچ چیزو یادم نمیره!!! چ خوبی ها چ بدی ها!!! ولی امید دارم فراموش شه... امید دارم این درد خفیفی ک تو قلبمه رو تو هم حس کنی ک ب خاطر این همه چیز خوب نا شکری... نمیگم من شاکرم...ن!من لا اقل حواسم ب ی اندک چیز هایی هست... هواسم هست کی باید ... ب زندگیت برس! "ان چیز دگر xa0نیست دگر xa0هیچ مگو!"...
ادامه مطلب
دیروز تو اوتوبوس نشسته بودم برم زبان... و ب جای پنیک ات د دیسکو ، اسکیلت پلی کردم... و اون حس فوق العاده اهنگ lion اومد سراغم... "چند نفر تو دنیا هم زمان با من دارن اهنگ lion رو گوش میدن؟! بیاید بیشترش کنیم!چند نفر دارن unleashed گوش میدن؟ چند نفر اون حس فوق العاده و اون تپش قلب وحستناک رو دارن(اگ تو جو باشن) و تو صدای جان و جن غرقند؟! چند نفر الان ب جای اینکه فایل ضبط شده گوش بدن ب صورت زنده دارن اجراشونو میبینن؟! همه مون الان احساس هایی مثل هم نداریم!!! چند نفری ک بار اولشونه یا عاشقش میشن یا ...
ادامه مطلب
(یا اصلا خونده نشه...یا کامل خونده بشه) میگذرهاین شهریور خمار هم میگذره پاییز لعنتی هم از گرد راه میرسه با احوالی سر تا پا غم میرسه و مشت مشت دلتنگی و غربت روتو جیب هات میریزه میرسه و سیلی محکمش رو با اولین بارانش بر گوشت میکوبه اون وقته که گیج و منگ و هاج و واج میشی و برگ های زرد خیابون ها رو نگاه میکنی پیاده رو ها هم همدست پاییزند با هر قدم مثل باتلاقی شوق کشیدنت رو دارند پایت گیر میکند در خاطرات همان پیاده رو برگ های زرد و سوز پاییز امانت رو می برند این وسط اهنگ ممنوعه ات هم پلی میشود یک دفع...
ادامه مطلب
ی استرس خفیفی اون ته دلم وجود داره... ی خوشحالی بیشتری هم تو دلم هست ک همه شو ی لایه ای با غم پوشوندن!!! من میتونم... من باید بتونم... میریم ک داشته ی سال تحصیلی خوب رو!!!^_^...
ادامه مطلب
چند روزه برای اولین بار فهمیدم ک میگن:"خدا ی چیزی میدونسته" یعنی چی... قشنگ درک کردم!!! تموم چیز هایی ک اتفاق افتاده اصلا اتفاقی نبوده...خدا درست این هارو مث دومینو چیده ک یکیشون ک میفته باعث این اتفاقا بشه... مثلا اگ پونه اون طرم رو fail نمیشد من همون احساس "" رو هنوز ب میترا داشتم و اون احساس گنده میشد و گند میخورد در زندگی کانون زبانیمون!!! یم مثلا چیزی ک اون سال کلی ب خاطرش ناراحت شدم و کلی اذیت شدم و مامان میخاست بیاد با خ.ج حرف بزنه و ... اما نشد! یا مثلا اینکه ... حیلی زیاده...خدا ی چیزی ...
ادامه مطلب
طی این تغییرات عمده در موضوع و ماجرای بلاگ... ادرس نیز ب life-nevesht تغییر یافت...(بیان نمیزاره از اندر لاین استفاده کنیم!) صرفا جهت اطلاع رسانی! با تشکر:)...
ادامه مطلب